X
تبلیغات
کنگاور-گروه آموزش جغرافیا - مكتب رفتار فضايي و ديدگاه فضايي در جغرافيا

کنگاور-گروه آموزش جغرافیا

مطالب علمی آموزشی و خواندنی در مورد جغرافیای ایران و جهان را در وبگاه گروه جغرافی کنگاور بخوانید.

مكتب رفتار فضايي و ديدگاه فضايي در جغرافيا


>> کاربر گرامی این صفحه فرعی است برای رفتن به صفحه اصلی اینجا را کلیک کنید  <<

بنام خدا
معرفی مكتب رفتار فضايي و ديدگاه فضايي در جغرافيا
نویسنده: صحبت اله حکمتی

پيشگفتار :
علم جغرافيا و پرداختن به آن عصر باستان مي رسد ، اما نگرش دقيق و منطقي در مشاهده و مهارت در تفسير براي بيان و توصيف جهت ، مسافت وقوع به عصر يونان باستان بر مي گردد . به تدريج در دوره تالس مفاهيم دانش رياضي وارد جغرافيا شد  . و سپس جغرافيدانان به عمل و تجربه روي آوردند و از مفاهيمي چون « برو مشاهده كن » در جغرافيا استفاده نمودند 2. نقش جغرافيا در اكتشافات جغرافيايي و پيشرفت در فن نقشه كشي اعتبار را تا قرن هيجدهم توسعه بخشيد .
در آغار قرن نوزدهم همبولت و ريتر مباني آنرا پي ريزي كرده و دانشي نو از جغرافيا معرفي نمودند . پس از اين جغرافيا با علوم ديگر پيوند نزديكي برقرار نموده و از دستاوردهاي ساير علوم : نظير اقتصاد ، علوم اجتماعي ، روانشناسي و علوم طبيعي بهره فراوان برد3 . بهر صورت در تمام مراحل تكامل علم جغرافيا ، هرف صاحبان اين علم فراهم نمودن بستر مناسب براي زندگي بشر در محيط طبيعي بوده است . سير تكويني جغرافيا را مي توان به سه دوره مشخص و مجزا تقسيم نمود 4:
1- دوره اي كه جغرافيا صرفاً جنبه ي توصيفي داشته است .
2- دوره اي كه مطالعه و كشف نظام معين و وضع قوانين جغرافيا مورد توجه بوده است .
3- دوره اي كه علم جغرافيا به همراه تئوريها ، افكار و انديشه ها براي رفاه اجتماعي انسانها تغير شكل سيماي محيط و دگرگوني محيط طبيعي را اساس كار قرار داده است .
در دوره ي سوم بود كه ايدئولوژي وارد علم جغرافيا گرديد و مكتب هاي جغرافياي شكل گرفتند . جان رايت در مورد اهميت علم جغرافيا چنين گفته ؛ « تاريخ علم جغرافيا ، تاريخ انديشه اي جغرافيايي است . او معتقد است انديشه ها ، تفكرات فلسفي و محيطي اساس كار جغرافيدان است 1. پل كلاول از بنيانگذاران جغرافياي نو در جهت گيري علم خود روي تفكرات فلسفي جغرافيا بيش از تكنيك هاي جغرافيايي تأكيد مي كند 2.
در دوره سوم سير تكاملي علم جغرافيا ، جغرافيدانان كوشيده اند تا بهره گيري از فلسفه و يا بكار بستن يك ايدئولوژي روشن به مطالعات جغرافيايي خود يك سمت و سوي تعريف شده داده و با بكار بستن متدهاي خاص اقدام به برنامه ريزي مناسب براي توسعه ي زندگي و ارايه ي راهكارهاي مفيد و عملي براي حل مشكلات جوامع انساني نمايد . اين متدها كه خط مشي فكري و رويه هاي عملي در برخورد با پديده هاي طبيعي و انساني مي باشند ، در واقع همان مكتب هاي جغرافيايي هستند كه به اشكال مختلف توسط صاحب نظران علم جغرافيا ، به ويژه از نيمه ي دوم قرن بيستم به بعد شكل گرفته و هر يك پيروان و سالكان چندي در كشورهاي جهان به ويژه كشورهاي جهان توسعه يافته دارند ، اين مكاتب با ارايه نظريات و تئوري ها و مدل هاي گوناگون برگرفته از ديدگاه مكتب خود به ارايه راهكار براي پاسخ به نيازهاي انساني و حل مشكلات اجتماعي و معضلاتي كه مخصوصاً جهان شتابزده ي امروزي با آن دست به گريبان است پرداخته اند . يكي از اين مكتب با ديدگاه فضائي در جغرافيا و مكتب جغرافيايي رفتار فضايي است كه مقاله بطور مجمل سعي در معرفي آن مي نمايد . اميد است بتوانيم گوشه اي از ديدگاههاي اين مكتب را ارايه نماييم و با تشكر از استاد محترم و دانشجويان ارجمند به نواقص آن با ديده اغماض نگريسته و از راهنمائي هاي خود ما را بي نصيب نگردانند .

 

 

 

تعاريف و مفاهيم
در تعريف علم جغرافيا اين نكته را كه « جغرافيا به بررسي روابط متقابل انسان و محيط مي پردازد » همه به نحوي پذيرفته اند 1. در مكتب رفتار فضايي نيز همين موضوع اساس كار است و در چارچوب يك ايدئولوژي خاص به آن پرداخته مي شود . در تعريف فوق دو اصل اساسي جغرافيا يعني انسان و محيط مطرح است در مكتب رفتار فضايي نيز از واژه ي رفتار به عنوان معرف انسان و فضا به عنوان معرف محيط استفاده  مي شود . بنابراين ما با دو مفهوم رفتار به عنوان بخشي از ويژگيهاي انساني كه روي محيط اثر مي گذارد و فضا به عنوان بخشي از محيط كه از رفتار انسان اثر مي پذيرد مواجه      مي باشيم . به همين دليل ابتدا به بيان هر يك از اين مفاهيم مي پردازيم تا شناخت مكتب رفتار فضايي تسهيل يابد .  
مفهوم رفتار
ما در جغرافيا، انسان را به عنوان يك موجود كه تنها جزيي از اكو سيستم باشد ، نمي شناسيم ، بلكه انسان را به واسطه ي رفتاري كه در محيط از خود بروز مي دهد و آنرا براي بهره گيري هر چه بهتر به نفع خود تغير مي دهد مي شناسيم . اين رفتار انسان در محيط است كه مورد توجه جغرافيدانان بوده و مي باشد . اما، اين رفتار چگونه و بر چه اساسی تنظيم مي گردد و به ظهور مي رسد ؟
توجه به رفتار انسان و نقش آن در محيط با استفاده از انديشه ها و نظريه هاي روانشناسي وارد قلمرو جغرافياي رفتاري گرديد . بيش از همه افكار ژان پيارژه روانشناس معروف در آغاز كار مورد توجه جغرافيدانان قرار گرفت . بر اين اساس افراد اطلاعات بدست آمده از محيط فيزيكي و اجتماعي را جذب و همسان سازي نموده و با بازنمائي هاي روانشناختي منحصر به فرد خود به عنوان نقشه ي ذهني يا نقشه شناختي آنرا مبناي عمل و رفتار خود در فضا قرار مي دهند .
جان گرتلندرايت مي گويد : ما در محيط بيشتر براساس باورها و عقايدمان عمل مي كنيم تا در ارتباط با اطلاعات عيني خود 1. بيان يك مثال به روشن شدن موضوع كمك مي كند ، شهروندي كه در يك شهر بزرگ زندگي مي كند به تدريج يك نقشه شناختي* از آن شهر پيدا مي كند كه رفتار آن فرد را در شهر تنظيم مي نمايد . اين نقشه شناختي يك تصور ذهني از تركيب عوامل ثابت كالبدي و فيزيكي نظير چگونگي ساختمانها ، معابر و توپوگرافي شهر با عوامل متحرك شهر چون مردم و فعاليت ها ، فرهنگ و معاشرت آنان و خاطرات و معاني كه از شهر دريافت نموده مي باشد . يعني يك شهروند شناختي كه از شهر بدست مي آورد حاصل مشاهدات شهر همراه با پس زمينه هاي ايدئولوژيكي خودش مي باشد كه در واقع تصوير ذهني وي حاصل تركيبي – مشاهده و احساس اوست 3.
بر پايه ي تفكر پيشگامان جغرافياي رفتار فضايي ، انسانها مطابق ادراك حسي محيط برگرفته از حواس پنجگانه و نقشه هاي ذهني خود عمل مي كند و نه براساس شرايط محيطي . ديويدلاونتال از پيشگامان مكتب معتقد است كه هر فرد شخصاً    مجموعه اي از شناخت و ارزشهاي محيطي دارد كه جغرافيا شخصي او را مي سازد ، بدينسان هر فرد داراي جهاني منحصر بفرد است كه از آگاهي ها ، تجربيات و پايگاه اجتماعي – اقتصادي او شكل گرفته و نهايتاً رفتار محيطي اش را كنترل مي نمايد . در جغرافياي رفتار فضائي ، ادراكات حسي ما كه رفتار را تنظيم مي كنند همان واقعيت هاي قابل قبول ما از محيط فيزيكي و اجتماعي مي باشند كه در واقع نقشه ذهني ما را از محيط مي آفريند . بنابراين تصوير ذهني به مثابه يك صافي بين جهان – واقعي و جهان ادراكي عمل مي نمايد ، به اين مفهوم كه ما فقط بخش هائي از جهان واقعي را درك مي كنيم كه به صورت نقشه ذهني ما در آمده باشد .

 شکل شماره 1 : مدل صافی از ژان
مفهوم فضا :
ريشه واژه ي فضا Espace از كلمه ي لاتين Spatiun به معناي وسعت و   گستره اي كه با داشتن سه بعد مي تواند اشياء را در بر بگيرد 1، گرفته شده است .
در بيان علمي و فلسفي ، فضا معادل كلمه ي مكان و نقطه گرفته شده كه با بخشهاي پيرامون خود مشخص مي شود و در قلمرو فلسفه فضا محيط همگون و نامحدودي است كه در آن اشياء محسوس جايگزين شده است . به عقيده لايپ نيز و كانت فضا ادراك شدني است و غير قابل تقسيم مي باشد و با مفهوم وسعت «Etendue » كه بي نهايت و تقسيم شدني است يكي نمي باشد . فضا گاه به مفهوم فاصله و به صورت يك بعدي نيز بكار مي رود ؛ مثلاّ در عبارت « در فضاي بين درختان و جنگل درختچه ها روئيده اند »كه منظور از فضا فاصله ي بين درختان مي باشد . فضا به مفهوم سطح نيز بكار برده شده است.  مانند ؛ « فضاي چمن زمين فوتبال ورزشگاه ».  فضا گاهي با مفهوم انتزاعي و مجرد   بدون داشتن بعد فيزيكي ، به جهان شناخت و احساس تعلق دارد . مانند : فضاي باز سياسي ، فضاي آزادي و فضاي اجتماعي .
فضا از دير باز تا امروز با عنوان اهرم اتكاء عملكرد انسان ها ، در قلب مطالعات جغرافيايي قرار داشته و با كار و كوشش انسانها در رابطه بوده و پيوند خورده است . اما اين فضا كدام است ؟ اين فضا همان سياره زمين است ؟ اين فضا را مي توان با نقشه جغرافي نشان داد ؟ يا همان مكان است ؟
جغرافيدانان نوگرا علاوه بر ابعاد سه گانه فضا ( طول – عرض – ارتفاع ) بُعد چهارمي نيز براي آن قائل هستند این بُعد همان زمان است آن ها این بُعد را نیز در مطالعات جغرافــــيايي دخالت مي دهند ، چرا كه هر گونه استقرار و مكانيابي در پهنه ي مكان و زمان معيني انجام مي گيرد .
فضا با مفاهيم گوناگون و متنوعي بكار گرفته شده كه هر يك در علوم خاصي مورد توجه هستند و مهم تلقي مي شوند . اين مفاهيم عبارتند از :
1 - فضاي مطلق . 2- فضاي نسبي . 3- فضاي برون زاتي . 4- فضاي اجتماعي . 5- فضاي قابل شناخت.  6- فضاي ادراكي . 7- فضاي سبز . 8- فضاي حياتي . 9- فضاي عمومي . 10- فضاي  زندگي .
در پي به شرح دو مفهوم فضاي مطلق و فضاي نسبي كه بيشتر مورد توجه جغرافيدانان است پرداخته مي شود .
فضاي مطلق منشاء كاملاً جغرافيايي دارد و قابل نقشه نگاري و ترسيم است و چون محدوده و ظرفي است كه در آن جغرافيدان اشياء را جايگزين شده مي بينند و يا جايگزين مي كنند . كانت متعقد است كه فضا از ماده مستقل است و در حقيقت ظرفي است كه ماده مظروف آن است . خلاصه آنكه فضاي مطلق است كه در آن حوادث و اشياء شكل يافته و ثبت مي شوند ، در اين فضا نقاط و سطوح شكل مي گيرند .
فضاي نسبي : در فضاي نسبي برخلاف فضاي مطلق كه مستقل از محتويات خود مي باشد ، متأثر از پديده هاي درون خود مي باشد و در آن بُعد فاصله را با زمان مي سنجند نه با درازا و طول . البته اين گاهي درك فضاي نسبي را با مشكل مواجه مي سازد چرا كه بعد زمان همواره ثابت نيست . در شناخت فضاي نسبي بايد به عوامل ديگري چون : جنگل ها ، راهها ، داده هاي انساني و اقتصادي كه در فضا وجود دارد توجه كرد .
از ديدگاه پيِرژُرژ فضا در واقع يك داده نسبي است كه از سوئي به رابطه ي آن با كل جامعه مي انديشيم و از سوي ديگر به رابطه ي فضا با گروههاي مختلف اجتماعي توجه مي كنيم . فضا به عنوان پايگاه و استقرار و مكان يابي گروه انسان ها بر اشكال مختلف طرح مي شود . بديهي است در فضاي جغرافيايي هر قدر اقتصاد و جامعه اي پيچيده تر باشد ، به همان اندازه رابطه ي آن جامعه با فضا نيز پيچيده تر خواهد بود . اشغال فضا توسط قبايل بومي آفريقا هيچوقت با اشغال فضا توسط جوامع مدرن و صنعتي برابر نيست . « در واقع انسانها با استفاده از علم و تكنولوژي ابعاد فضاي جغرافيايي را گسترش مي دهند»1 .
ديويد استوارت مي گويد فضا به عنوان يك پديده ثانوي ، از واكنش عمدي انسان يا ساخت اجتماعي بوجود مي آيد . مانوئل كاستل در تعريف فضا مي گويد ؛ فضا يك توليد مادي در ارتباط با ساير عوامل مادي است ، در بين ساير عوامل خود انسان نيز قرار دارد ، كه در داخل روابط اجتماعي ويژه به فضا فرم ، كاركرد و اعتبار اجتماعي مي بخشد . البته تعدادي از جغرافيدانان با رد اين ديــــد مي گويند فضا تنها يك توليد مادي نيست بلكه يك توليد ، ايدئولوژيكي – سياسي و فرهنگي نيز محسوب مي گردد 1.

تاريخچه مكتب و سير تكاملي آن
ورود بحث فضا به علم جغرافيا همزمان با طرح جغرافياي نو در محافل جغرافيا اتفاق افتاد . در واقع مي توان گفت كه ابتداء در سال 1928 رابرت پلات جغرافيدان آمريكائي به وابستگي هاي ناحيه اي و يا فضايي تأكيد بسيار نمود . و پس از او جغرافيدانان ديگري از سنت فضايي استفاده كردند اما كار عملي در ديدگاه فضايي توسط ادوارد اولمن و فردكورد شيفر وارد جغرافيا گرديد . والتركريستالر، آلفرد وبر و فن تونن افق هاي تازه در جغرافيا گشودند .
در اوايل دهه ي 1950 شيفر جغرافيا را « علم آرايش فضايي پديده ها » مي داند و اثبات گرائي منطقي را وارد مطالعات جغرافياي مي نمايد . پس از او در سال 1962 ويليام بانج با استفاده از انديشه هاي شيفر جغرافياي نظريه اي را مطرح نمود . و در سال 1969 ديويد هاروي افكار خود را در كتابي به نام ( تبيين در جغرافيا ) منتشر كرد و جغرافيا را با نام ( علم پراكندگي فضائي ) در رديف علوم طبيعي قرار مي دهد 2.
پيترهاگت جغرافيدان انگليسي نيز با طرح « تحليل فضايي در جغرافيا انساني » در دهه ي 70 افق هاي جديدي در ديدگاه فضايي جغرافيا ايجاد نمود 1. انديشمندان فوق به استفاده از روش هاي كمي ، تكنيك هاي آماري و رياضي در جغرافيا بسيار معتقد بوده و سعي در ارايه ي چهره اي از جغرافيا به صورت يك دانش فني داشتند . به همين دليل با استفاده از نظريه اي انديشمندان ساير علوم چون ؛ جامعه شناسي و اقتصاد به طرح مدلهائي فضايي براي ارايه ي راهكارهاي مناسب براي حل مسائل محيطي جوامع انساني مي پرداختند .
همزمان با فعاليت اين گروه از جغرافيدانان ، گروههاي ديگري از جغرافيدانان به ويژه در آمريكا بستر ديگري را براي مطالعات جغرافيايي فراهم كردند . آنان با دوري جستن از اقتصاد نئوكلاسيك درهاي جغرافياي فضائي را به سوي قلمرو دانش روانشناسي گشودند . در سال 1945 جان گرتلند رايت رئيس انجمن جغرافيدانان آمريكا براي نخستين بار با بكار گرفتن مفاهيم ذهني مردم در مطالعات جغرافيايي تحولي را ايجاد نمود . پس از او ديگر جغرافيدانان ديدگاه فضايي با بهره گيري از نظريه ي « نقشه شناختي » كه از سوي تالمن ولينچ در زمينه هاي روانشناسي و شهرسازي ارايه شده بود ، توسعه گرايش مطالعات فضائي بسوي رفتارگرايي سوق داده شد ، در اين زمينه مطالعات ساور ، وايت و رايت در آمريكار و ويليام كرك در انگلستان بسيار مؤثر بوده است .
اوج رفتارگرايي و پيدايش مكتب جغرافيايي رفتار فضايي در سال 1952 با ارتباط جغرافيا و مكتب روانشناسي گشتالت توسط ويليام كرك بود او عقيده داشت « آنچه كه ما در انديشه هايمان نياز داريم تا بتوانيم طبيعت و بشريت را تحت پوشش يك رشته علمي درآوريم ، تنها با پذيرش حوزه روانشناسي گشتالت مي توانيم به اين امر دست يابيم 1. در واقع پس از ورود جغرافيا به حوزه ي مطالعات مكتب روانشناسي گشتالت ديدگاه فضايي در جغرافيا تحت عنوان مكتب رفتار فضائي شناخته شد .
در سال 1961 ديويد لاونتال از ديگر پيشگامان رفتار فضائي با ذكر سه قلمرو براي علم جغرافيا ، ميدان مطالعات جغرافيايي را وسيعتر مي نمايد . اين سه قلمرو عبارتند از2 :
1- قلمرو اول جهان فيزيكي است كه شامل پديده هاي طبيعي و انسان ساخت است .
2- قلمرو دوم عقايد ، انديشه ها و باورهاي انساني درباره ي محيط مي باشد .
3- قلمرو سوم به چگونگي رفتار مردم در محيط و در كُنش متقابل با محيط مربوط مي شود .
او به نهاد انساني و فرهنگ اجتماعي بسيار اهميت مي داد به همين دليل نظريات او با انتقاداتي از سوي ساور مواجه شد .
گالج و براون جغرافيدانان دهه ي 70 به بعد رويكرد مطالعات جغرافياي رفتار فضايي را از تكيه ي افراطي بر روانشناسي دور كرده و بار ديگر به مطالعه در حوزه هاي جامعه شناسي و اقتصاد اهميت دادند .
از دهه ي 1980 جغرافياي رفتار فضايي به مطالعه ي نيازهاي اساسي انسان مي پردازد و تأثيرات عوامل زمينه ساز را روي رفتار فضايي مورد بررسي قرار مي دهد . از دهه ي 1990 اين مكتب به شدت جهت گيري تجربي مي يابد 1.
ضرورت طرح و پيدايش مكتب
از هنگامي كه جغرافيا از جنبه ي توصيفي رها شد و به سمت و سوي كاربردي گرايش پيدا نمود ، جغرافيدانان همواره سعي نموده اند تا با ارايه روش ها ، شيوه ها و متدهاي خاص روز به روز كارآمدي و جنبه هاي كابردي علم جغرافيا را بيشتر به نمايش بگذارند ، و در اين رهگذر صاحبان انديشه ها و ايدئولوژي های مشابه همگرائي پيــدا نمــوده و مكاتب جغرافيايي را در علم جغرافيا به منصه ي ظهور رساندند ، و هر يك براي پيمودن اين راه با توجه به ايدئولوژي خود از دستاوردهاي علوم ديگر استفاده مي نمايند . البته علاوه بر انديشه و تفكرات بنيانگذاران مكتب عوامل ديگري در پيدايش مكتب ها نقش چشم گيري داشته اند . كه در بين آنها عوامل سياسي – اجتماعي بسيار قابل ملاحظه و مؤثر بوده است .
تاريخ علم جغرافيا بيانگر اين واقعيت است كه در اواخر قرن نوزدهم استعمارگرائي ، نژادپرستي و امپرياليسم هر يك به مطالعات جغرافيايي اعتبار بخشيده و به آن سمت و سو مي دهند . در اين دوره جغرافيا به عنوان ابزاري در جهت مالكيت سرزمين ها ، بهره برداري هاي اقتصادي ، ميليتاريسم و برتري هاي نژادي بكار رفته است . در سه دهه ي آخر قرن 19 مكتب هاي جغرافيايي در كشورهاي مختلف مسيرهاي تازه اي را در جغرافيا ، فرا روي دولت هاي استعمــاري و امپـرياليسمي مي گشايند ، ويدال دولابلاش در فرانسه ، مكيندر در انگلستان ، دلاودووا در ايتاليا ، ديويس در آمريكا و هوفن و راتزل در آلمان . سرتوماس هولديچ از انجمن جغرافيايي سلطنتي انگلستان مي گويد : جغرافيا بايد عملاً در خدمت امپراطوري انگلستان قرار بگيرد ، زيرا عدم توجه به جغرافياي عملي ، عدم پيشرفت نظامي و عقب ماندگي به دنبال دارد 1.
پيدايش و توسعه ي مكتب هاي جغرافيايي با تحولات عمده در جغرافياي جهان همراه بوده ، شايد امروز كه درهاي استعمار و ميليتارسيم براي تاراج ثروت ملل بروي امپرياليسم بسته شده است ، مكتب رفتار فضايي بدنبال گشودن دريچه اي تازه از راه مطالعه ي رفتار فضايي ملل بر روي امپرياليسم باشد . زيرا همانگونه كه قبلاً گفته شد در دهه ي 80 قرن بيستم مكتب رفتار فضايي روي تأثيرات عوامل زمينه ساز بر رفتار فضايي تأكيد مي نمايد و صاحب نظران اين مكتب وسايل ارتباط جمعي را مهمترين منبع اطلاعات و تجربه و تكوين نقشه ي ذهني يا نقشه شناختي افراد مي دانند1 . به همين دليل است كه امروزه امپرياليسم با توسعه ي شديد وسايل ارتباط جمعي چون شبكه هاي راديوئي و تلوزيوني – ماهوره اي ، بازيهاي كامپيوتري ، اينترنت و شبكه هاي چند رسانه اي تلفن هاي همراه و دیگر وسایل سعي در تسخير نقشه هاي شناختي مردم جهان نموده است .

و اما از نگاهي ديگر .
جغرافيا بر آن است تا كيفيت پيدايش توزيع هاي پيچيده اشياء ، موجودات زنده و انسانها را در سطح زمين روشن كند ، دست زدن به تحليلي از اين توزيع ها پيش از همه مستلزم دست دادن توصيفي از آنهاست . مي بايست مجدانه در صدد برآمد تا آرايش آنها را دريافت و پيوندها و روابط همه جانبه ي آنها را روشن كرد .
جغرافياي كلاسيك از ميان واقعيت هاي فضايي ، تنها بخشي را برمي گزيند كه محل آنرا بتوان به آساني در فضا تعيين كرد . و سراغ آن چيزهائي مي رود كه به بافت ثابت و مستحكم چشم انداز محیط شكل مي بخشد. مانند ؛ اشكال ناهمواري ، پوشش گياهي ، كشتزارها و مساكن و سایر اجزای سازنده ی محیط.در این دیدگاه انسان ها تنها بواسطه ي آثار مستقيمي كه از حضور آنها در زمين بر جا مي ماند مورد توجه قرار مي گيرد نه بواسطه ي هنجارها و رفتارهايشان 2.
جغرافياي كلاسيك بيشتر به كارهاي ميداني تمايل نشان مي دهد و موضوعي كه به بررسي آن مي پردازد بيشتر چيزي است كه در بُرد نهايي نگاه قرار مي گيرد و از طريق مشاهده به ادراك در مي آيد . اين همان چشم انداز است كه با ابزارها و تكنيك هاي روز آمد مورد مطالعه قرار گرفته و براي مطالعه ي سرزمين هاي وسيعتر ناچار به باز آفريني محيط به ياري نقشه كشي تركيبي است كه خط مشي آنرا علايق جغرافيدان تعيين يا تحميل مي كند . در چنين شرايطي رفتار گروههاي انسان كه به مناظر شكل مي بخشد تا آنجا مورد تبيين و تفسير قرار مي گيرند كه از آن به عنوان نوع معيشت ياد مي شود و آنگاه كه مقايس تغيیر مي يابد تمامي ارجاعاتي كه به رفتارهاي گروهي داده شده ، از ميان برمي خيزد يا از اثر مي افتد 1.
با توجه به شرحي كه در بالا رفت متوجه مي شويم ؛ انسان و خصايص، علايق و ويژگي هاي بسيار پيچيده آن بسيار كمرنگ و در حاشيه قرار دارد و پيچيدگي رفتار او كه مي تواند مرزهاي چشم انداز را درنوردد و ابعاد فضاي زيست را دگرگون سازد ، مورد مطالعه قرار نمي گيرد . اين در حاليست كه « انسان در فضا جابجا مي شود ، جرياناتي از كالا و اطلاعات را پديد مي آورد و يا دريافت مي كند  بر اعتبار و ارزش آن مي افزايد و سرانجام براي تسلط بر آن به سازماندهي آن مي پردازد 2» با توجه به اين نكته است كه طرفداران و مبلغين مكتب رفتار فضائي دلايل تكوين اين مكتب را به شرح زير بيان       مي دارند3 :
1- برای شناخت و تحليل پديده هاي جغرافيايي ، علاوه بر واقعيت هاي فيزيكي و عيني ، آگاهي از محيطي كه در آن تصميم گيري انسان و زمينه هاي عملكردي او فراهم مي شود ضروري است .
2- در تعيين مسير تصميم گيري علم و روانشناسي نسبت به ساير علوم انساني ترجیح مي يابد .
3- تغير جهت نگاه مطالعات جغرافيايي از كل جمعيت به فرد يا گروههاي كوچك در ارتباط با كل جامعه است .
4- استفاده از تحليل ادراكي محيطي و تفسير نقشه هاي ذهني به عنوان منابع جديد اطلاعاتي .
5- تحقيقات جغرافيايي با همپوشي با ساير رشته هاي علمي به ويژه روانشناسي در جهت طرح نظريه ها و حل مسائل محيطي بسيار كارساز است .
6- بكارگيري الگوهاي علوم رفتاري ما را در رسيدن به اهداف خود بسيار كمك خواهد كرد.
جغرافيدانان اين مكتب علاوه بر توجه به محيط جغرافيايي به طبيعت فعاليت هاي انساني و جرياناتي كه آنها را خلق مي كنند توجه دارند . اين جريانات عبارتند از : عوامل اجتماعي چون طبقه اجتماعي ، مذهب ، دانش و پايگاه اجتماعي و عوامل اقتصادي چون معيشت ، ارتباطات ، حمل و نقل و درآمد و مهمتر از همه وجوه روانشناختي رفتار آدمي در فضا و تصورات و ادراكات و ارزشهايي كه به فضا نسبت داده مي شود را مورد بررسي قرار مي دهد و مي كوشد تا مراحل گوناگون مكانيسم تصميم گيري را بازسازي كند .
و نهايتاً اينكه مكتب رفتار فضايي به اين دليل شكل گرفت كه تا سر حد امكان روحيه ها و تلقي هاي گروههاي انساني را بسنجد و حوزه هاي شناخت و منطق حاكم بر رفتارهاي آنان را دريابد تا با ارزيابي اين رفتارها و كنش هاي او در فضاي عملكردي براي آينده اي خوب برنامه ريزي نمايد . بدون شك جامعه ي فردگراي آمريكا در پيدايش مكتب مؤثر بوده است .
اصول و مباني مكتب ، علوم مؤثر بر آن
اصول و مباني مكتب رفتار فضائي بر شناخت حسي نسبت به روابط پيچيده ميان انسان و محيط استوار است . در سازماندهي فضائي عوامل سه گانه ؛ شرايط نظام   اقتصادي ، نظام سياسي و نظام ايدئولوژيكي و پيوندهاي اين عوامل در شكل دهي پديده هاي فضايي مؤثرند . جغرافيدانان اين مكتب مي گويند شناخت پراكندگي فضايي پديده ها و اسلوب فضايي تصميم گيري ، ساز و كار اساسي در همه مسائل جغرافيايي است ، و تصميم گيري تأثيرات خود را در پراكندگي فضايي فعاليت هاي انساني به صورت نمود عيني ظاهر مي سازد . مثلاً تصميم گيري در كاربري زمين چهره هاي مختلف جغرافيايي چون ، فضاي سبز ، معابر ، مراكز تجاري ، ورزشي ، ساختمانهاي مسكوني و ... را به وجود مي آورد . از اين رو چينش پديده ها در فضا و يا باز آفريني فضاي جغرافيايي حاصل تصميم گيري افراد ، گروهها و سازمانهاي دولتي است1 .
روشن است كه تصميم گيري فردي ، گروهي و سازماني ( دولتي ) در خصوص فعاليت هاي انساني در خلاء فكري صورت نمي گيرد . بلكه هر تصميم گيري از يك سياست يا ايدئولوژي خاص و حتي عوامل طبيعي تأثير مي پذيرد 2.

شکل شماره 2 : عوامل موثر در تصمیم گیرنده
اسلوب هاي فضايي تصميم گيري از درونمايه و ابعاد تركيب يافته اند ، كه درونمايه آنها عبارت است از پديده هاي طبيعي چون ناهمواريها ، پوشش گياهي ، اقليم و ... و ساختمانهاي انساني مثل شهر ، جاده ، مرزعه ، كارخانه و ... اين پديده ها به صورت وحدت جمعي و عملكرد جمعي واقعيت هاي جهان جغرافيايي را مي سازد كه با توجه به تأثير متفاوت رفتارهاي انساني از گروهي به گروه ديگر و از ملتي به ملت ديگر تفاوت پيدا مي كنند ، زيرا گروهها و ملت ها در شرايط خاص اقتصادي ، اجتماعي و ايدئولوژي خود تصميم مي گيرند ، بنابراين تصميم گيري گام نخست در شناخت محيط ها و پديده هاي فضايي است . ويليام كرك از بنيانگذاران مكتب رفتار فضايي روي دو محيط مشخص كه در پيدايش اسلوب هاي تصميم گيري مؤثرند تأكيد مي ورزد1 :
1. محيط پديداري يا عيني ، همان محيط فيزيكي است كه رفتار انسان در آن ظاهر مي شود .
2. محيط رفتاري ، از محيط ذهني يا روانشناختي تأثير مي پذيرد و در آن تصميم گيري صورت مي گيرد .
مثالي مي تواند به روشن شدن مطلب بيشتر كمك نمايد . در جوامع شيعي مذهب وقتي يك فرد كه از پايگاه اقتصادي و مذهبي مناسبي برخوردار است در مسير خيابان با رهگذراني برخورد مي كند كه براي رفع تشنگي به دنبال آب پرسُ جو مي نمايند ، با توجه به اندوخته هاي مذهبي خود مبتني بر دريافت اجر معنوي اقدام به خريد و راه اندازي يك آبسرد كن و وقف آن براي مصارف عمومي مي نمايد . در اين مثال ، مشاهده رهگذران تشنه ادراك محيطي ، موقعيت اقتصادي و اندوخته هاي مذهبي فرد محيط زمينه ساز ، دريافت اجر معنوي از مرتفع نمودن تشنگي رهگذران نقشه شناختي و تصميم به خريد و اقدام به نصب و راه اندازي آبسرد كن در خيابان رفتار فضائي ناشي از تصميم گيري   است .
مكتب جغرافيايي رفتار فضايي روي تصوير ذهني تأكيد زيادي دارد ، جغرافيدانان اين مكتب عقيده دارند كه طبيعت ، جامعه ، انسانها ، فضاي زندگي و آنچه كه به ايدئولوژي ، عقيده و مذهب مربوط مي شود روي تصوير ذهني ما اثر مي گذارد و اين تصوير ذهني است كه شناخت ما را از محيط رنگ و بو مي بخشد ، در واقع آنچه كه ما با حواس پنجگانه خود از محيط پيراموني دريافت مي كنيم با آنچه كه قبلاً در ذهن خود  انباشته ايم شامل ؛ آرزوها ، ترسها ، طمع ، تعصبات ، توهمات و نگرش ها را بررسي مي نمائيم و يك درك جديد و منحصر بفرد از ورودي هاي حسي خود پيدا مي كنيم كه در روانشناسي به آن نقشه شناختي گفته مي شود . در واقع ما در مكتب رفتار فضائي به يك نوع روابط تركيبي ميان ذهنيت دروني و عوامل جغرافيايي بيروني برخورد مي كنيم كه باز نمايي ادراكي آنها به عنوان محوريت جغرافياي رفتار فضايي شناخته مي شود .
داونز و استي از محققين اين مكتب مي گويند : ادراكات محيطي در ذهن ما در شكل تصويرهاي ذهني محيطي يا همان نقشه شناختي ذخيره مي شود . اين نقشه ها در زندگي كاركردهاي دوگانه اي دارند که عبارتند از :
 الف ) مسائل مكاني – فضايي را حل مي كنند .
ب ) رفتار محيطي را هدايت مي كنند 1.
آنچه كه بيش از هر چيز روي نقشه شناختي يا تصوير ذهني اثر مي گذارد . محيط زمينه ساز مي باشد . اين محيط عبارت از آنچه بنحوي روي افراد اثر مي گذارند و شامل پايگاه اجتماعي – طبقه ي اجتماعي ، سن ، جنس ، ميزان تحصيلات ، موفقيت اقتصادي ، شغل ، عوامل فرهنگي – مذهبي محيط و دهها عامل ديگر مي باشد . مثلاً ، امروزه در ايران علاقه و موفقيت دختران به تحصيل در دوره ي متوسطه و دانشگاه از پسران بيشتر است .
ديدگاه فضايي در جغرافيا ابتدا از علوم مختلف نظير جامعه شناسي ، اقتصاد و فلسفه ( تفكرات فلسفي بر كلي وكانت ) سود جهت و نظريات و تئوري هاي آنان در مطالعات مختلف ، چون مكان گزيني فعاليت هاي اقتصادي سلسله مراتب شهري ، پخش فضايي و ساير فعاليت ها ، بكار گرفته شد . بعداً در مكتب رفتار فضائي از روانشناسي و نظريات اين علم بهره فراوان گرفته شد .
در مكتب رفتار فضائي از دو رشته روانشناسي محيطي و روانشناسي محيطي و روانشناسي رفتاري استفاده مي شود و بيش از همه تفكرات سه روانشناس معروف مكتب روانشناسي گشتالت به نامهاي ماكس و رتايمر ، كورت كافكا و كهلر در تحولات و تكوين مكتب رفتار فضايي بسيار مؤثر بوده اند . مكتب گشتالت عبارت است از « هستي يا كل سازمان يافته اي كه در آن اجزاء هر چند از هم قابل تشخيص هستند اما وابسته با يكديگرند و خصوصياتي دارند كه در نتيجه ي بور نشان در كل بوجود مي آيد و كل خصوصياتي دارد كه به هيچ يك از اجزاء تعلق ندارد . 1»
علوم رياضي ، هندسه و آمار در مقياس گسترده از همان ابتداي شكل گيري ديدگاه فضايي و مكتب رفتار فضايي مورد استفاده جغرافيدانان قرار گرفت و از تئوري ها ، روشهاي كمي و نظريه هاي اين علوم در مقياس وسيعي در تحليل هاي فضايي پراكندگي پديده ها و نقشه نگاري و مدلسازي استفاده مي شود .
از ديگر علوم كه اخيراً در جغرافيا به ويژه در مكتب رفتار فضايي كاربرد پيدا نموده علوم رايانه مي باشد كه خصوصاً در مدلسازي نقش بسيار ارزنده اي دارد و جايگاه مهم اين علم بر كسي پوشيده نيست .
 مدلها و جنبه هاي كاربردي
يكي از معروفترين مدلهائي كه بر اساس ديدگاههاي فضايي در جغرافيا تنظيم گرديده ، مدل انتشار فضايي است . اين مدل نخستين بار توسط هاگراستراند سوئي و همكارانش در دانشگاه سوئد در سال 1953 طراحي شده آنها پس از مطالعات بر روي ماهيت و انتشار چند نوآوري در كشاورزي مانند كنترل سلگاوي و اثر پرداخت يارانه براي اصلاح چراگاهها در نواحي مركزي سوئد ، در فاصله ي زماني 1956 تا 1965 انتشار پديده هاي ديگري از جمله انتشار دستگاه تلورسيون در سوئد را با مدل هاگراستراند مورد بررسي قرار دارند كه نتيجه ي كار تاييد مدل مذكور بود 1.
مدل ها گراستراند از ماهيت پخش پديده در فضا و در زمان استفاده شده است كه حركتي موجي دارد نيمرخ انتشار موج مراحل چهار گانه اي را طي مي كند كه عبارتند     از :
1. مرحله ي مقدماتي : آغاز فرايند انتشارات كه با تاسيس مراكز پذيرش در كانون انتشار شروع مي شود .
2. مرحله ي انتشار : حركت عملي انتشار ديده مي شود كه با رشد مراكز پذيرش همراه است.
3. مرحله ي تراكم : افزايش نسبي تعداد پذيرندگان در تمام مكانها صرف نظر از فاصله ي آنها از كانون انتشار .
4. مرحله ي اشباع : كند شدن و توقف نهائي پذيرش پديده ، در اين مرحله انتشار در تمام كشور صورت گرفته و تفاوت ناحيه اي بسيار كم به چشم مي خورد 2.
هاگستراند دو نوع انتشار را مطرح نمود كه عبارتند از :
الف ) انتشار واگيردار كه در نتيجه ي تماس از فردي به فرد ديگر منتشر مي شود و هر چه از كانون انتشار پديده دو تر شويم به علت كاهش تماس ، سرايت پديده ديرتر رخ مي دهد .
ب ) انتشار سلسله مراتبي ؛ كه پديده ابتدا در لايه اي مستعد منتشر و سپس به    لايه هاي بعدي سرايت مي كند ، مثلاً استفاده از رايانه در منازل ابتدا متوسط گروههاي ثروتمند شروع و سپس به طبقات پايين تر در آمدي سرايت نموده است . البته انواع ديگر انتشار مطرح است كه غالباً در بستر دو نوع اصلي رخ ميدهند ، مانند انتشار گسترش و انتشار مجدد كه طي آن پديده پس از انتشار در يك مكان محل انتشار را ترك و به نواحي مجاور منتقل مي گردد . مانند انتشار مد لباس . بطوريكه وقتي مدي خاص در  ناحيه ي دور تر از كانون منتشر مي شود در كانون آن لباس از مد افتاده است .
البته مدل ها گراستراند بعدها توسط خود او و جغرافيدانان آمريكائي نظير ريچارد يوئيل اصلاح شد و در اين اصلاحات نقش عامل تراكم جمعيا با اشكال متفاوت با حذف سطح يكنواخت انتشار ، تغيير مقاومت در مقابل انتشار حاصل از اثر عقايد عوامل مذهبي يا عوامل فرهنگي و معنوي و اضافه كرده مرزها و موانع به مدل صورت پذيرفت 1.
مطالعات تجربي بعدي مفيد بودن كاربرد مدلهاي شبيه سازي را در بررسي تغييرات فرهنگي در ناحيه اي با موقعيت متناقض محيطي نشان داد 2.
يكي از جنبه هاي كاربردي ديدگاه فضائي در جغرافيا استفاده از اين ديدگاه در برنامه ريزيهاي توسعه ي ملي در كشورهاست . اخيراً برنامه ريزان براي تدوين برنامه هاي توسعه به برنامه ريزي فضايي روي آورده اند و از ظرفيت هاي اين ديدگاه براي حصول نتايج مطلوب در آينده استفاده مي كنند زيرا برنامه ريزي فضايي تلاش دارد و تا شرايطي براي نواحي فقير و توسعه نيافته ايجاد كند كه بتواند خود را به سطح نواحي غني برساند1 . برنامه هاي توسعه ي آسمان شرقي پس از فروپاشي ديوار برلين و وحدت دو آسمان از اينگونه كاربردهاي مي باشد كه از موفقت قابل قبولي برخوردار بوده است .
برنامه ريزي فضايي بصورت سندي عيني در قالب « طرح آمايش سرزمين » نموده مي يابد كه در آن به بهره برداري عقلاني از امكانات ، منابع و استعدا هاي مناطق مختلف براي استقرار مطلوب جمعيت و تاسيسات در فضاي ملي مي پردازد . مثلاً در برنامه ريزي طرح تفضيلي توسعه ي شهرها ، مكان گزيني مدارس چنانچه با ديد فضايي صورت بگيرد علاوه بر اينكه تراكم جمعيت در محلات شهر در نظر گرفته مي شود به عوامل ديگري چون با شبكه هاب معابر شهري ، مسيرهاي حمل و نقل شهري ، وضعيت بزرگراهها و همچنين بافت فرهنگي شهر نيز مورد توجه واقع مي شوند در حاليكه در برنامه ريزي هاي معمولي به اين نكات توجه نشده و در بسياري مواقع مشكلات زيادي در سطح شهر ايجاد مي شود . مشكلاتي چون : گروههاي ترافيكي در آغاز و پايان كار مدارس ، عبور خطرناك دانش آموزان از عرض بزرگراههاي براي رسيدن به مدارس ، تراكم زياد دانش آموزان در برخي مدارس و برعكس . و حتي مشكلات رفتاري در برخي دانش آموزان در نتيجه ي ناهمگوني بافت فرهنگي دانش آموزان مدرسه .
امروزه NGD ها از كانونهاي ظهور رفتار مردمب ناشي از تلقي هاي ادراكي – محيطي آنان در هدايت روند جامعه و دولت هاي مي باشند ،‌كه روز بروز بر تعدد و تنوع آنها بويژه در كشورهاي توسعه يافته افزوده مي شود و اين در جوامع دموكراسي در مي آيند . از جمله اين NGO ها مي توان از گروههاي سبز در اروپا نام برد كه داراي ايدئولوژي زيست محيطي بوده و به صورت خودجوش به عوامل مخرب محيط زيست واكنش نشان ميدهند . نمونه هاي ديگر ، جامعه دفاع از آزادي بيان ، سازمان پزشكان بدون مرز را مي توان ذكر كرد .
نقد مكتب فضائي
1- در ديدگاه فضايي فرض بر اين است كه هر موضوع جغرافيايي بطور طبيعي بشكل وضع موجود ظاهر گشته ، بنابراين به علل پيدايش و سير تكويني جغرافيايي كمتر توجه مي شود .
2- در جغرافياي فضائي بيشتر به آرايش فضايي پديده ها به صورت تثبيت شده تاكيد مي شود ، در حاليكه بسياري از جغرافيدانان معتقدند كه فضا توليد مي شود و توليد آن باز تابي از عملكرد نظامهاي سياسي ، اقتصادي و اجتماعي زمان خود مي باشد .
3- در مدلهاي سازمان فضايي كه با تاكيد بر انقلاب كمي طراحي شده اند بر اساس جلگه ي يكنواخت بنا گرديده ، در حاليكه وجود تفاوتهاي فرهنگي ، اجتماعي و نظامهاب سياسي و اقتصادي بستر ناهمگوني در جهان ايجاد نموده ، بنابراين اجازه نمي دهد اين مدلها در همه جا نتيجه مطلوب و قابل قبولي ارائه دهند .
4- در ديدگاه فضائي و رفتار فضايي فرض مي شود كه هر فرد مثل ماست يا بايد مثل ما باشد و به تفاوت هاي انديشه ها و سياستها و نظامهاي اقتصادي توجه          نمي شود 1. مثلاً جورج بوش رئيس جمهور آمريكا مي گويد هر كس كه با ما نيست پس بر ماست .
5- رفتار فضايي افراد و گروهها بيشتر تحت تاثير اقتصاد و سياسي و ساختارهاي اجتماعي شكل مي گيرد و بدون شناخت اين ساختارها امكان مطالعه ي رفتار افراد و گروههاي جامعه وجود ندارد .
6- تنها با مطالعه ي رفتار افراد نمي توان مسائل زندگي را حل كرد ، زيرا وضع موجود رفتار افراد و گروهها ثابت و پايدار نيست و ميتواند دچار تحول شود . مثلا وقوع انقلاب در ايران موجب تحول رفتاري عميقي در نسل جوان گرديد و ارزشهاي آن را دگرگون نمود .
7- رفتار فضايي بيشتر از زاينده ي جامعه ي فرد گرا در آمريكاست .
8- جغرافياي رفتار فضايي دچار تقليل گرايي شده و از بين علل موجود و متفاوت براي پديده هاي تنها به مطالعه ي يك علت تكيه نموده ، بطوريكه در مطالعه ي رفتار انسان با املاك فردي ، تصميم فردي و عملكرد و گروهي را اساس قرار داده است 1.

پايان

منابع مورد استفاده
1- مقاله « تاملي در فضاي جغرافيايي با نگاهي به نظرات
    جغرافيدانان معتبر فرانسه  – فصلنامه تحقیقات                                          يداله فريد
2- سير انديشه در قلمرو جغرافياي انساني                                                   يداله فريد
3- جغرافياي نو               ترجمه : سيروس سهامي                                       پل كلاول                 
4- جغرافياي كاربردي و مكتب هاي جغرافيايي                                                حسين شكويي
5- انديشه هاي نو در فلسفه جغرافيا – جلد اول                                             حسين شكويي
6- انديشه هاي نو در فلسفه جغرافيا – جلد دوم                                            حسين شكويي
7- فلسفه جغرافيا                                                                                    حسين شكويي
8- جغرافيا – تركيبي نو            ترجمه : دكتر گودرزي نژاد                                 پيتر هاگت       
9- مقاله نگرش فضائي در برنامه هاي توسعه ي اقتصادي
 و اجتماعي فصلنامه و تحقيقات جغرافيا – شماره 28 بهار 72 سال هشتم          فضيله ي خاني

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/23ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط صحبت اله حکمتی  |